الشيخ الأميني ( مترجم : جمعي از مترجمين )

276

الغدير ( فارسي )

محاكمهء معاويه و صدور رأى در حقش به حقيقت سوگند كه يكى از اين شهادتها - كه بشرح آمد - براى در همشكستن اعتبار اين موجود و لجن مال كردن و كشاندنش به پستترين درجهء بى قدرى كافى است تا چه رسد به همهء آن گواهىهاى مكرر كه همديگر را تحكيم و تصديق مىنمايد . شهادتهائى كه سرآمد اصحاب و برجسته ترين شخصيتهاى آنان در بارهء معاويه داده‌اند كسانى كه در نظر آن جماعت « عادل و راسترو » ند بگذريم از اين كه بعضى از ايشان چندان عاليمقامند كه كسى در پارسائى و پاكدامنى و برى بودن ساحتشان از خطاهاى قولى و عملى كمترين شكى ندارد و بويژه كه در ميان آنان شخصيت والاى امام معصوم قرار دارد خليفهء راستينى كه قرآن حكيم او را پاك و منزه دانسته است و كسى است كه با حق ميگردد به هر كجا كه بگردد و با قرآن است و قرآن با وى و تا بكنارهء حوض درآيند از هم جدائى نمىپذيرند . ( 1 ) بالاتر از اينها همه ، سخنان پيامبر گرامى ( ص ) دربارهء اين موجود است كه قبلا نوشتيم . بنابر اين ، معاويه به استناد آن همه شهادت صادق و گواهى راستين رسواگر كه از پيشينيان شايسته احوال و پسنديده رفتار رسيده و ما نص اظهار نظر و شهادتشان را بىكم و كاست آورديم فردى است بىبصيرتى كه مايهء هدايتش گردد و بىرهبرى است كه او را به راه حكيمانهء دين رهنمون باشد ، هواى نفس او را خوانده و او اجابتش كرده ، و گمراهى او را كشانده و او به دنبالش رفته ، كارهاى گمراهانه اى كه از او سر زده بىشباهت به كارهاى گمراهانه اى نيست كه از خويشاوندان مشرك و

--> ( 1 ) - رك : غدير 3 .